online casino malaysia xe88 apk pussy888 joker123 super 8 ways ultimate 918kiss mega888 viagra malaysia online casino malaysia xe88 apk pussy888 joker123 super 8 ways ultimate 918kiss mega888 viagra malaysia online casino malaysia xe88 apk pussy888 joker123 super 8 ways ultimate 918kiss mega888 viagra malaysia نمایندگی اکبر افتخاری - برگی از عبرت های تاریخ(نشریه413)
سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

برگی از عبرت های تاریخ(نشریه413)

on . ارسال شده در برگی از عبرتهای تاریخ

دستگاه جهنمی شکنجه
  ریچارد ساوین، شهروند اروپایی که به جرم قاچاق حشیش از ایران به افغانستان دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد برده شد، پس از دوسال و نیم در ماه نوامبر ١٩٧۸، دو ماه قبل از پیروزی انقلاب، آزاد و مشاهدات خود از زندان وکیل آباد مشهد را به صورت یک کتاب منتشر کرد. در گزارش روزنامه هرالدتریبون نوشته شده است:

ضمن دو و نیم سالی که در وکیل‌آباد زندانی بودم منظره کتک زدن‌ها و بدن‌های شکنجه شده به اندازه‌ای عادی شده بود که دیگر جلب توجه نمی‌کرد. گاهی زندانیان سیاسی را در زندان‌های مجرد که یک متر مربع مساحت  داشت نگه می‌داشتند.
  یکی از آنها فردی دانشگاهی بود که به جرم داشتن یک کتاب دستگیر کرده و شکنجه می کردند. برای گرفتن اعتراض از این شخص و شناسایی دیگر رفیقانش هر روز او را کتک می‌زدند و تحت شکنجه‌های مختلف قرار می‌دادند. از جمله وارد کردن شوک الکتریکی به شقیقه‌ها و آلت و گذاشتن سوزن‌های داغ قرمز شده زیر انگشت‌ها بود.
  از اواسط سپتامبر همزمان با شروع اغتشاشات در سراسر ایران، زندان تدریجا پر از زندانی سیاسی شد. روزانه 70 تا 80 زندانی وارد می شد تا آنکه جمعیت کل زندان به 5 هزار نفر رسید. هر فضایی که خالی بود را پر می کردند. در آن زمان مرا به اتاقی که مثل یک انباری بود فرستادند. این فضا به قدری پر بود که زندانیان چهارزانو روی زمین نشسته بودند و هرکدام جایی از بدنشان به واسطه کتک خوردن باندپیچی شده بود.
  در زندان همه چیز حتی جوانانی با سن 15 یا 16 سال که به جرم دزدی با جرائم کوچک تری در زندان به سر می بردند به قیمت 160 دلار برای هر بار از جانب افسران به معرض فروش گذاشته می شدند.
  در یک زمان به گروهی از صلیب سرخ که از سوئیس برای تحقیق درباره ادعاهای سازمان عفو بین الملل در مورد شکنجه در زندان ها به آنجا آمده بودند اجازه داده شده که با زندانیان تماس بگیرند. دلیلش هم این بود که آنها با زندانیان حقیقی صحبت نکرده بودند. بلکه با گروهی از سربازان صحبت کرده بودند که در لباس زندانی به آنها معرفی شده بودند.گروهی دیگر از خبرنگاران که با یک زندانی اروپایی مصاحبه تلویزیونی انجام داده بودند، از وی شنیدند که وضع زندان خیلی عالی است در حالی که همسر همین زندانی که برای ملاقات با شوهرش به زندان آمده بود توسط مقامات به گروگان گرفته شده بود تا او در   مصاحبه اش به خطا نرود.
و این تنها مشتی از خروار بود...