online casino malaysia xe88 apk pussy888 joker123 super 8 ways ultimate 918kiss mega888 viagra malaysia online casino malaysia xe88 apk pussy888 joker123 super 8 ways ultimate 918kiss mega888 viagra malaysia online casino malaysia xe88 apk pussy888 joker123 super 8 ways ultimate 918kiss mega888 viagra malaysia نمایندگی اکبر افتخاری - برگی از عبرت های تاریخ(نشریه412)
سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

برگی از عبرت های تاریخ(نشریه412)

on . ارسال شده در برگی از عبرتهای تاریخ

دست غیبی انقلاب را هدایت می کند
   خاطره ای به نقل از امام خامنه ای: در حادثه مدرسه فیضیه و سپس در قضیه پانزده خرداد، عده ای می گفتند فایده ای ندارد، بیخود معطلید؛ آنها چند برابر شمایند!  بعد هم که در سال ۴۳ امام(ره) را تبعید کردند، باز این طرز فکر در بعضی از این افراد راسخ شد و گفتند امام بی جهت زحمت می کشند و تلاش می کنند؛ ایشان به جایی نمی رسند! در حقیقت اگر کسی بخواهد با عقل و منطق معمولی محاسبه کند، همین نتیجه را می گیرد؛ ولی آن چیزی که امام را وادار میکرد که علی رغم همه ی این حرفها، امیدش را از دست ندهد و به حرکت خود ادامه دهد، انجام تکلیف الهی بود. 

او معتقد بود که این انقلاب را یک دست غیبی هدایت و پشتیبانی می کند و ما نباید به دنبال نتیجه ی کار خود باشیم.  در همین خصوص خاطره ای در ذهنم مانده است که نقل می کنم:  چند روز قبل از پایان سال ۶۵ که خدمت امام بودیم، چون یکی از روزهای فروردین ۶۶ با ولادت یکی از ائمه(ع) مصادف می شد، ...اصرار کردیم که امام در حسینیه جماران با مردم دیداری داشته باشند.  اما ایشان قاطع گفتند: امروز وقت ندارم.
در همان روزها، ناگهان قلب امام مشکلی پــیدا  می کند اما... فورا به وضعیت جسمی ایشان رسیدگی شد و خطر برطرف گردید.  وقتی در بیمارستان بر بالین ایشان حاضر شدم، عرض کردم: چه قدر خوب شد که آن شب اصرار ما را برای ملاقات با مردم نپذیرفتید؛ والّا اگر خبر این ملاقات اعلام می شد، مردم به زیارت شما می آمدند و آن وقت شما با این حال نمی توانستید مردم را ملاقات کنید و انعکاس آن در دنیا خوب نبود. این کار شما، خواست خداوند و کمک الهی بود و در آن زمان تصمیم بجایی گرفتید. امام در پاسخ من گفتند: آن طور که من فهمیدم، مثل این که از اول انقلاب تا حالا، یک دست غیبی در همه ی کارها دارد ما را هدایت و پشتیبانی می کند.  واقعا همین طور است؛ والّا محاسبات معمول سیاسی، اقتصادی و محاسباتی که براساس آن دنیا دارد اداره می شود، این نتایج را به دست نمی دهد.
  آقای مرتضایی فر نیز نقل می کند: یکی از فضلای مشهد تعریف می کردند در دوران تبعید امام(ره) در نجف اشرف خدمت ایشان بودیم. صحبت از ایران به میان آمد، من گفتم: این چه تعبیرهایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران می فرمایید؟ یک مستأجر را نمی شود بیرون کرد، آن وقت شما می خواهید شاه مملکت را بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیده اند، لذا سخنم را تکرار کردم. امام برآشفتند و فرمودند: فلانی! چه می گویی؟ مگر حضرت بقیة الله امام زمان، صلوات الله علیه، به من (نستجیر بالله) خلاف می فرماید؟ شاه باید برود.